بیزینس پلن چیست؟


در پاسخ به سوال بیزینس پلن چیست باید بیان کرد که بیزینس‌پلن سندی می باشد که در آن شرح یک تجارت، محصولات یا خدمات آن، نحوه کسب درآمد، رهبری و نیروی انسانی، تأمین اعتبار آن، مدل عملکرد آن و بسیاری دیگر از جزئیات ضروری برای موفقیت درج شده است.

یک بیزینس پلن آماده در ساده‌ترین حالت، به‌ عنوان یک راهنما و یک نقشه راه برای کسب‌ و کار شما می باشد که اهداف و جزئیات نحوه برنامه‌ریزی شما را برای دسترسی به اهدافتان معلوم میکند. ایده کسب و کار شما باید منسجم بوده و نباید تبدیل به یک سند طولانی و رسمی بشود، فقط باید همانند مقاله‌ای باشد که موارد مهم کسب و کار خود را در آن نوشته باشید.
شاید با خود بیاندیشید که نیازی به نوشتن بیزینس پلن (Business plan) عالی نیست. از این گذشته، برخی از کارآفرینان بدون نوشتن بیزینس پلن موفق می‌شوند. برخی از مؤسسین بدون داشتن یک نمونه بیزینس پلن و تنها با داشتن زمان‌بندی عالی، مهارت‌های تجاری خوب، محرک کارآفرینی و اندکی شانس، مشاغل پررونقی را ایجاد کرده اند.

اما احتمال اینکه بیشتر این کارآفرینان شکست بخورند زیاد است.

آیا یک بزنس پلان موفقیت استارتاپ را تضمین خواهد کرد؟ قطعاً نه. اما در دسترس داشتن نمونه یک بیزینس پلن و برنامه‌ریزی عالی اغلب به معنای تفاوت بین موفقیت و عدم موفقیت می باشد. جایی که به رویاهای کارآفرینی شما مربوط است، باید هر کار ممکن را انجام دهید تا زمینه موفقیت را فراهم نمایید.

دلایل زیادی برای نوشتن بیزینس پلن است. به‌سادگی می‌توان گفت که یک بیزینس پلن آماده شامل موارد مهمی مثل اهداف کسب و کارتان، استراتژی‌هایی که مورداستفاده قرار می‌گیرد، مشکلات بالقوه‌ای که امکان دارد کسب و کار شما با آن‌ها روبرو شود، راه‌حل‌هایی برای از بین بردن این مشکلات، ساختار سازمانی کسب و کار و همچنین مقدار سرمایه موردنیاز برای سرمایه‌گذاری و روی پا نگه‌داشتن کسب و کارتان است.
اگر برای شروع کسب‌وکارتان با کسی مشورت کنید امکان دارد به شما توصیه کند: «اول بیزینس پلن کارت را طراحی کن.» اما بیزینس پلن چه چیزی است؟ بیزینس پلن که به «طرح کسب‌وکار» ترجمه می‌شود به منظور کمک به شما برای رسیدن به اهداف کسب‌وکارتان درست میشود. وقتی طرح کسب‌وکار را به صورت شفاف و متقاعد‌کننده نظیم شود، در هر مرحله از کار تمرکزتان را برای رسیدن به اهداف فردی و مالی هدایت میشود. یک بیزینس پلن خوب همچنین قادر است افراد و سازمان‌هایی مانند بانک‌ها را به سرمایه‌گذاری در کسب‌وکار شما ترغیب کند.

حال که به خوبی می دانید یک طرح کسب و کار یا بیزینس پلن چیست و چرا شما برای شروع و رشد کسب و کارتان به آن نیازمدید، وقت آن شده است تا فرآیند نوشتن و تکمیل یک طرح کسب و کار را تجربه کنید.

در این مقاله گام به گام، خواهید آموخت که تکمیل یک بیزینس پلن چه مراحلی دارد و در هر مرحله چه کارهایی را باید بکنید.

در زبان فارسی از بیزینس پلن به عنوان طرح اقتصادی یا طرح کسب و کار یاد می شود. بیزینس پلن سندی می باشد که جهت و استراتژی های یک شرکت را مشخص می نماید.

یک بیزینس پلن به طور معمول:

بازار (مشتریان) هدف یک شرکت و نیازهای آن را شناسایی می نماید
محصولات و خدمات شرکت را به این مشتریان ارائه می کند
توضیح می دهد که چگونه محصولات شرکت به بازار عرضه بشود تا مشتریان بیش تری به سمت محصولات جذب بشوند.
یک طرح اقتصادی خوب، مبتنی بر دانش و تحقیقات واقعی می باشد و آگاهی کافی درباره خواسته مشتری دارد و مشخص می نماید که چگونه می تواند از آن ها استفاده نمود. آن ها همچنین اهداف مالی و غیر مالی را برای هر گروه از مشتری ها که از محصولات استفاده کرده اند را مشخص می کنند. این اهداف مالی از طریق تخصیص بودجه و همچنین پیش بینی ها تعیین میگردد و همه اعضای شرکت در دستیابی به آن دخیل می باشند. مدیران شرکت شروع کننده یک پروسه هستند و به صورت زنجیروار، سایر اعضا نیز در این مراحل شریک خواهند بود.

یک طرح اقتصادی خوب، قابل اجرا می باشد. به معنای دیگر می توان بیان کرد یک بیزینس پلن واقع بینانه است و دقیقا بر اساس حقایقی نوشته می شود که شرکت قادر است به آن دست پیدا کند. برای انجام موفق، یک بیزینس پلن باید با یک فرایند خوب، نظارت دقیق و پاداش های همسو برای افرادی که کار را انجام می دهند، حمایت شود.
یک بیزنس پلن خوب از دستورالعمل‌های عمومی تأیید شده و فرم و محتوای مشخص پیروی می‌کند

به طور کلی سه بخش اصلی برای یک بیزینس پلن موجود است:

اولین بخش، مفهوم کسب و کار است که در این قسمت در مورد صنعتی که کسب و کار در آن قرار دارد، ساختار تجاری، محصول یا خدمات خاص و چگونگی برنامه‌ریزی برای موفقیت کسب و کار توضیح داده شده است.

دومین بخش، تحلیل بازار هدف است که در اینجا مشتریان بالقوه توصیف و تحلیل می‌شوند که چه کسانی و کجا می باشند، چه چیزی می تواند آنها از محصولات یا خدمات ما خریداری نمایند و … در اینجا همچنین وضعیت رقبا و چگونگی پیروزی در این بازار رقابتی با استناد بر مزایای رقابتی شرکت ما معلوم میکند. لازم به توضیح است که برای انجام تحلیل‌ محیط و شرایط داخلی و خارجی کسب و کارمان، تجزیه و تحلیل SWOT ابزار مناسبی می باشد.

سرانجام بخش مالی شامل میزان و نحوه درآمد، جریان وجوه نقد، ترازنامه و صورت‌های مالی و سایر اطلاعات و تحلیل‌های مالی موجود قرار می‌گیرد.

چگونه مانند یک متخصص یک بیزینس پلن طراحی کنیم ؟
بیزینس پلن برای یک سازمان یا یک تجارت نوعی نقشه پیش ساخته برای موفقیت می باشد. این پلن یک سند نوشته شده است که اهداف تجاری و روش های نمای کلی را برای دستیابی به آن ها به طور شفاف تعریف می نماید .

چرا به بیزینس پلن نیازمندیم؟


اگر می‌خواهید کسب‌وکارتان محکم و حساب‌شده بنا شود، طرح کسب‌وکار، یا همان بیزینس پلن‌تان را ترسیم نمایید.

با داشتن یک بیزینس پلن کامل:

می‌توانید بفهمید که بیزینس‌تان را شروع کنید یا نه
می‌توانید بفهمید که ایده شما ارزش سرمایه‌گذاری دارد یا نه
می‌توانید سرمایه‌گذار جذب کنید
درباره توسعه کسب‌وکارتان بهتر تصمیم‌گیری می‌کنید
اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت تعیین می‌کنید

و …
اگر ما به بیزینس پلن به شکل یک نقشه راه نگاه کنیم، بهتر می توانیم اهمیت آن را درک کنیم. برای رفتن از یک مبدا و رسیدن به یک مقصد معین، همواره مسیرها و گزینه های متفاوتی جلوی شما قرار دارد. که از جنبه های گوناگون نظیر زمان، هزینه و تجربه های متفاوت با یکدیگر فرق می کنند. در واقع با توجه به شرایط ما در یک فعالیت اقتصادی و مسیرهای موجود ما به یک بیزینس پلن مناسب خواهیم رسید.

دلایل گوناگونی برای تهیه یک بیزینس پلن وجود دارد که این موضو ع وابستگی زیادی به نو ع کسب و کار شما دارد و چگونگی استفاد ه از یک بیزینس پلن را متفاوت می کند. اما موضوع مشترک برای همه کسب وکارها این است که یک بیزینس پلن ضروری است. پس از همه، چگونه میتوانید بدون هیچ طرحی که به شما کمک کند، کسب و کار خود را راه اندازی و رشد دهید؟

دلایل متفاوتی را می توان برای نیاز داشتن به بیزینس پلن مطرح کرد که برخی از انها شامل موارد زیر می شود:

اگر می خواهید وام بانکی دریافت کنید، یک شریک برای کسب و کار خود بیاورید یا کسب و کار خود را به سرمایه گذاری تغییر دهید. به یک بیزینس پلن نیازمندید.
برای درک بهتر بازار هدف خود، واجد شرایط ساختن ایده های تجاری خود، تحقیق در مورد رقبا و امکان سنجی درباره بخش های مختلف نیازمند یک بیزینس پلن هستید.
اینکه اکنون کجا هستید و دوست دارید کجا باشید نیازمند یک بیزینس پلن کوچک خوب می باشید. همچنین اقدامات خاصی که برای رسیدن به جایگاه هدف خود نیاز دارید به وسیله این طرح شناسایی می شود.
یک بیزینس پلن اطلاعات پایه ضروری، استراتژی و فرهنگ استخدام شامل مدیران و کارمندان را که موجب رشد کسب و کار شما است، برای شما به ارمغان می آورد.
بخش مالی طرح کسب و کار شما قادر است بر اساس بودجه کسب و کار شما و یک ابزار مفید برای مدیریت جریان نقدی به صورت ماهانه باشد.

چه کسی به یک بیزینس پلن نیاز دارد ؟


برنامه ریزی و یک پلن مناسب می تواند که در دنیای بیزینس موفق شوید . در صورت داشتن شرایط زیر قادر هستید یک بیزینس پلن بنویسید:

شروع یا خرید یک نوع کسب و کار
تهیه بودجه برای کسب و کار
تصمیم گیری در مورد عملی بودن ایده
افزایش بدهی یا دارایی خالص

اگر شما فقط تصمیم گرفته اید که یک برنامه‌ریزی کوچک انجام دهید که طی آن به درآمد بیشتر برسید و کسب و کار خود را رونق بخشید، لازم نیست که از یک نمونه بیزینس پلن استفاده کنید؛ اما اگر میخواهید که میزان قابل‌توجهی از زمان، پول و منابع خود را صرف کسب و کار خود کنید تا به نتایج ارزشمندی برسید، شما به یک نمونه بیزینس پلن نیاز خواهید داشت تا تمام کارهای لازم برای کسب حمایت سرمایه‌گذاران را به‌وسیله آن انجام دهید.

اگر نسبت به کسب و کار خود جدی می باشید، داشتن یک نمونه بیزینس پلن و یک برنامه‌ریزی جدی و درست در مورد کسب و کار بسیار مهم و لازم است.

کلاسیک‌ترین حالت بیزینس پلن آماده برای کسانی بیشتر به درد می‌خورد که کسب و کار خود را به‌تازگی راه‌اندازی کرده‌اند، این برنامه در زمینه‌های مهمی مانند طرح‌ریزی برای فروش، بودجه‌بندی، تعیین نقاط عطف و وظایف، می‌تواند به آن‌ها کمک زیادی بکند.

زمانی که شما درک نمی‌کنید که به چه میزان پول نیازمندید و نمی‌توانید هزینه‌ها و زمان پرداخت را تخمین بزنید، آن موقع است که احساس می‌کنید به بزنس پلان نیاز دارید؛ و این اتفاق برای تمام تازه‌کارها خواهد افتاد و باید به‌گونه‌ای سرمایه‌گذاران و بانک‌ها و دوستان و خانواده خود را متقاعد کنند تا در کسب و کار آن‌ها سرمایه‌گذاری نمایند.

بیزینس‌پلن بر روی توضیحاتی که شرکت انجام می‌دهد (چگونه به اهداف خود می‌رسند و از همه مهم‌تر، چرا کسب و کارشان به سرمایه‌گذاران خوبی نیازمند است) تمرکز می‌کند. یک نمونه بیزینس پلن قادر است بر جزئیات کاملی در مورد اینکه در کسب و کار، پول‌ها چگونه خرج می‌شود و در مراحل اولیه سرمایه چگونه رشد می‌کند هم تمرکز زیادی ‌دارد.

۳ قانون کلی برای نوشتن یک بیزینس پلن :

۱- آن را کوتاه بنویسید.

طرح های تجاری به دو دلیل باید کوتاه و مختصر باشند :
۱- هدف اصلی شما این است که بیزینس پلنی را که نوشته اید خوانده شود و قطعا هیچ کس نمی خواهد یک بیزینس پلن ۱۰۰ صفحه ای یا حتی ۴۰ صفحه ای را بخواند.

عموما طرح هایی که شمال صفحات زیاد و متن های فراوان هستند حوصله سر بر است و هیچ فردی زمان آن را ندارد تا یک بیزینس پلن ۱۰۰ صفحه ای را بخواند. از آنجایی که هدف اصلی شما این است که بیزینس پلنی را که نوشته اید خواند ه شود. باید مختصر و کوتاه باشد.

۲- طرح کسب و کار شما باید وسیله ای باشد که شما برای اجرا و رشد کسب و کارتان از آن استفاده می کنید. پس قطعا در طول زمان برای اصلاح و یا استفاده به آن باز می گردید. بنابراین اگر این بیزینس پلن طولانی باشد هرگز حوصله اصلاح و استفاده مجدد از آن را ندارید.

یک بیزینس پلن طولانی به مرور زمان انگیزه شما را برای بازگشت به آن و اصلاح و استفاده مجدد کاهش می دهد و بعد از گذشت مدتی بی استفاده می شود. از آنجایی که هدف از تدوین
بیزینس پلن مراجعه متعدد به آن و آپدیت کردن مطالب ان با توجه به تغییر شرایط استفاده کوتاه بودن امری ضروری است .

بیزینس پلن باید چند صفحه باشد؟
خیلی‌ها به اشتباه فکر می‌کنند که بیزینس پلن باید صدها صفحه باشد و درباره هرچیزی مفصل در آن توضیح داده باشیم!

این تصور اشتباهی است! اینکه حجم، یا بهتر بگویم، تعداد صفحات طرح تجاری شما چقدر باشد، کاملاً بستگی به کسب‌وکار شما، حوزه کاری و گستردگی آن دارد! برای کسب‌وکارهای کوچکی که تازه راه افتاده‌اند و آنقدرها گسترده نمی باشند، مشخص است که یک بیزینس پلن کوتاه و جمع‌وجور، کارراه‌انداز و حتی بهتر است.

۲- شناخت مخاطبان اهمیت زیادی دارد:


به زبانی بیزینس پلن خود را بنویسید که برای مخاطبانتان قابل درک و فهم باشد و با توجه به شناختی که از مخاطبان خود دارید نوشته های خود را با میزان دانش و فهم آنها منطبق کنید.مثلا افرادی که اگر فعالیت شان در زمینه فرآیندهای پیچیده علمی است، باید بیزینس پلن را طوری بنویسند که برای مخاطبان آنها که سرمایه گذاران و اشخاصی که دانش کافی ندارند قابل فهم باشد .

بیزینس پلن خود را به گونه ای تهیه نمایید که برای مخاطبین هدف خود قابل فهم و درک باشد. همواره امر را به یاد داشته باشید که در بسیاری از موارد سرمایه گذاران دانش شما را ندارد و در زمینه کاری شما دانشمند نیستند. لذا برای جذب آنها نیاز دارید تا بیزینس پلن خود را قابل فهم و ساده بیان کنید تا با فهم و دانش همه مخاطبین خود هماهنگ باشد. این موضوع به ویژه در صورتی بسیار مهم می شود که کسب و کار شما دارای فرآیندهای پیچیده علمی بوده و موجب سردرگمی می شود.

۳- نترسید.


اکثریت قریب به اتفاق صاحبان استارتاپ ها و کارآفرینان کارشناس کسب و کار نیستند. بنابراین بقیه کارآفرینان نیز درست مثل شما، مدرک کارآفرینی یا کسب و کار ندارند. بنابراین اصلا جای نگرانی نمی باشد.

نوشتن یک بیزینس پلن ممکن است به عنوان یک مانع و یک کار دشوار به نظر بیاید اما نگران نباشید اگر به اندازه کافی نسبت به کسب و کاری که راه انداخته اید شناخت داشته باشید، به راحتی می توانید یک طرح کسب و کار مناسب و استاندارد برای آن بنویسید.

نکته ای که قبل از مطالعه ادامه این آموزش باید در نظر بگیرید این است که نیازی نیست شما یک بیزینس پلن کامل مانند چیزی که آموزش خواهیم داد بنویسید. اگر کسب و کار یا استارتاپ شما در مراحل ابتدایی قرار دارد می توانید از بوم مدل کسب و کار و بوم ناب که می توان گفت بیزینس پلن هایی ساده و یک صفحه ای هستند استفاده کنید.

اما اگر کسب و کار بزرگی دارید و تصمیم به جذب سرمایه گرفتید باید یک بیزنس پلن کامل برای ارائه به سرمایه گذار آماده کنید.

بخش های اصلی یک بیزینس پلن استاندارد

1- خلاصه اجرائی (Executive summary)

این بخش یک مرور کلی از کسب و کار شما و برنامه های آتی شما می باشد. این بخش معمولا در ابتدای یک طرح کسب و کار نوشته می شود و معمولا ۱ الی ۲ صفحه هست.

2- فرصت (Opportunity)

این بخش به این سؤالات پاسخ می دهد: شما در واقع چه چیزی می فروشید و چگونه یک مشکل (یا نیاز) را برای بازار خود حل می کنید؟ بازار هدف و رقبای شما چه کسانی می باشند؟

3- اجرا (Execution)

چگونه می خواهید فرصت خود را به دست آورده و آن را به یک کسب و کار تبدیل کنید؟ این بخش شامل طرح بازاریابی و فروش شما، عملیات و نحوه سنجش موفقیت شما می باشد.

4- تیم و شرکت (Team and company)

سرمایه گذاران علاوه بر ایده های عالی به دنبال تیم های بزرگ و قدرتمند نیز می باشند. از این بخش برای معرفی و توضیح تیم فعلی خود و کسانی که باید استخدام شوند استفاده کنید. اگر تیم شما در حال حاضر کامل است و استخدام های خود را نیز کرده اید در این بخش ساختار حقوقی شرکت، آدرس دفتر و داستانی کوتاه از تاریخ شرکت را نیز بیان کنید.

5- طرح مالی (Financial plan)

بیزینس پلن شما بدون پیش بینی مالی کامل نمی باشد. در ادامه به شما می گوییم چه مواردی را باید در بخش طرح مالی خود بنویسید.

6- پیوست (Appendix)

اگر به فضای بیشتری برای ضمیمه کردن تصاویر محصول یا اطلاعات اضافی نیاز دارید، از این بخش یعنی بخش نهایی قادر هستید استفاده کنید.

حال که با بخش های اصلی یک بیزینس پلن نیز آشنا شدید زمان آن رسیده تا وارد جزییات هر یک از بخش ها شویم و یک نمونه واقعی از یک بیزینس پلن را با یکدیگر تکمیل کنیم :

1- خلاصه اجرائی (Executive summary)

خلاصه اجرایی در واقع شرکت شما را معرفی می نماید، آنچه شما در کسب و کارتان انجام می دهید را توضیح می دهد. این بخش به صورت ساختاری، فصل اول بیزینس پلن شما می باشد.

از آنجایی که این اولین بخشی است که سرمایه گذار با آن مواجه است، توصیه من به شما این است که این بخش را بعد از اتمام بیزنس پلن بنویسید. چرا که وقتی شما تا انتهای بیزینس پلن را کامل کنید یک دید کلی و مناسب برای نوشتن خلاصه ای از کسب و کارتان بدست می آورید پس می توانید در آخر به این بخش بازگردید آن را به بهترین شکل ممکن کامل نمایید.

خلاصه اجرایی می تواند به عنوان یک سند مستقل عمل نماید. سندی که کاملا کسب و کار شما را توصیف می کند. همچنین برخی از سرمایه گذاران برای ارزیابی یک کسب و کار فقط بخش خلاصه اجرایی را مطالعه می کنند. اگر چیزهایی که در این بخش نوشته شده است برای آنها جذاب به نظر بیاید از شما می خواهند تا برنامه ای کامل تر را برای آنها ارائه و پرزنت کنید.

از آنجایی که خلاصه اجرائی جزء مهمی از بیزینس پلن شما می باشد، باید مطمئن شوید که تا حد ممکن روشن، واضح و مختصر باشد. ویژگی های کلیدی کسب و کارتان را در این بخش بگویید، اما از ارائه جزئیات بیش از حد و غیر ضروری بپرهیزید. بنابراین خلاصه اجرائی بخشی یک الی نهایت دو صفحه ای می باشد که با بیانی شیوا، روان و جذاب به توضیح کسب و کار شما پرداخته است و می تواند اشتیاق سرمایه گذار را برای دنبال کردن ادامه طرح کسب و کار برانگیزد.

اجزای یک خلاصه اجرائی استاندارد

۱- یک جمله در مورد کسب و کار شما

در بالای صفحه، درست زیر نام کسب و کارتان، یک جمله از کسب و کار شما موجو است که دقیقا ماهیت آنچه را که انجام می دهید را توصیف می کند. (به چنین جمله ای ارزش پیشنهادی گفته می شود )

۲- مشکل

در یک یا دو جمله به طور خلاصه توضیح دهید که کسب و کار شما چه مشکلی را در بازار حل می نماید. هر کسب و کار برای موفقیت در بازار باید یک مشکلی را در جامعه حل کند و به یک نیاز خاص پاسخ دهد.

۳- راه حل

این دقیقا همان محصول یا خدماتی می باشد که شما ارائه می دهید. توضیح دهید که چگونه مشکلی را که در بازار شناسایی کرده اید به کمک کسب و کارتان حل می نمایید؟

۴- بازار هدف

مشتریان هدف شما چه کسانی می باشند؟ چه تعداد از آنها را در دسترس خود دارید؟ خیلی مهم است که در توضیح اینها دقیق عمل کنید و از اعداد حدسی و تخیلی استفاده نکنید. برای درک بهتر تصور نمایید شما تولید کننده کفش هستید. برای توضیح بازار هدف خود باید مشخص نمایید که کفش ها را برای چه قشری از جامعه تولید می کنید؟ آیا اینها کفش های ورزشی می باشند و مشتریان شما ورزشکاران؟ یا کفش های رسمی تولید می کنید و مدیران و کارمندان مشتریان شما هستند؟

زمانی که شما بازار هدفی مشخص داشته باشید در تعیین استراتژی های بازاریابی کار ساده تری را پیش روی خود دارید. بنابراین دقت عمل کافی را برای توضیح این قسمت به خرج دهید.

۵- رقابت

مشکلی که شما در صدد حل آن برآمده اید امروز چگونه حل خواهد شد؟ آیا جایگزین دیگری برای محصول/خدمت شما وجود دارد؟ رقبای شما چه کسانی می باشند؟

۶- تیم

شرح مختصری از تیم خود ارائه کنید و یک توضیح کوتاه از این که چرا شما و تیم شما افراد مناسبی برای پیاده سازی این ایده و کسب و کار در بازار می باشید؟

سرمایه گذاران اهمیت بسیار زیادی به تیم ها می دهند. آنها حتی بیشتر از ایده به تیم اهمیت می دهند چرا که یک ایده فوق العاده به یک تیم فوق العاده نیز برای اجرا و پیاده سازی نیاز دارد. حتی اگر بهترین ایده را در سر داشته باشید و تیم شما ضعیف باشد احتمال موفقیت شما در جذب سرمایه و حتی کسب و کارتان بسیار پایین خواهد بود.

۷- خلاصه مالی

جنبه های کلیدی طرح مالی خود را نشان دهید. ترجیحا از یک نمودار برای توضیح فروش، هزینه و سودآوری استفاده کنید. اگر مدل کسب و کار شما و اینکه چگونه پول در می آورید نیاز به توضیحات بیشتری دارد حتما در ادامه توضیح دهید.

۸- الزامات تامین مالی

اگر هدف شما از جذب سرمایه شروع یا رشد کسب و کارتان است، باید در بخش خلاصه اجرائی توضیح دهید که به چه چیزهایی احتیاج دارید. نگران جزییات کامل جذب سرمایه نباشید چرا که بعد از ارائه در مذاکرات اصلی درباره آن به اندازه کافی صحبت خواهد شد. بنابراین توضیح مختصری درباره مقدار نیاز مالی و مدت زمان بازگشت سرمایه در این بخش کفایت می کند.

۹- اهداف و کشش

آخرین عنصر کلیدی در خلاصه اجرایی که سرمایه گذاران قرار است آن را مشاهده کنند، پیشرفت هایی است که تاکنون داشته اید و اهدافی که در آینده قصد دارید به آنها برسید.

2- فرصت (Opportunity)

بخش فرصت در بیزینس پلن شما جایی می باشد که باید از عنصر اصلی و حیاتی کسب و کارتان صحبت کنید. در این بخش به طور دقیق باید مشکلی را که شناسایی کرده اید و راه حلی که برای آن یافته اید را توضیح دهید و همچنین بیان کنید که محصول/خدمت شما با توجه به حضور رقبا چرا مناسب برای بازار است و چرا مشتریان از محصول/خدمت شما به جای رقبا باید استفاده کنند.

شخصی که در حال مطالعه بیزینس پلن شماست، قبلا در بخش خلاصه اجرایی با کسب و کار شما آشنا شده است اما باز هم این بخش یعنی بخش فرصت اهمیت بسیار بالایی دارد چرا که در بخش های بعدی خلاصه اجرایی شما وارد جزییات می شوید و به سوالات احتمالی که پاسخی برای آنها در بخش خلاصه اجرایی موجود نبود، پاسخ می دهید.

در ادامه به اجزایی که لازم است در بخش فرصت از آنها صحبت کنید خواهیم پرداخت :

اجزای یک بخش فرصت استاندارد

۱- مشکل و راه حل

بخش فرصت را با تشریح مشکلاتی که برای مشتریان خود حل می کنید آغاز نمایید. درد و مشکل اصلی مشتریان شما چه می باشد؟ امروز آنها (بدون داشتن محصول/خدمت شما) مشکلات خود را چگونه برطرف می نمایند؟ چه مشکلاتی را حل می نمایند؟ شاید راه حل های موجود برای مشکل مشتریان شما گران قیمت باشند و یا راه حل هایی دشوار باشند.

تعریف مسئله ای که برای مشتریان خود حل می کنید، مهم ترین عنصر بیزینس پلن شماست و برای موفقیت تجاری شما بسیار حائز اهمیت می باشد. اگر نمی توانید دقیقا مشکلی که برای مشتریان بالقوه خود حل می کنید را توضیح دهید، احتمالا کسب و کار و ایده درستی را انتخاب نکرده اید.

برای حصول اطمینان از حل یک مشکل واقعی برای مشتریان بالقوه، باید از رایانه خود دور شوید و از خانه بیرون بیایید و با مشتریان بالقوه خود مصاحبه کنید.

از طریق مصاحبه با مشتریان باید مطمئن شوید مشکلی که شما در صدد رفع آن هستید یک مشکل واقعی می باشد که ارزش حل کردن را دارد.

هنگامی که مشکل بازار هدف خود را شرح دادید، حال باید راه حل خود را توصیف کنید. راه حل شما دقیقا همان محصول یا سرویسی است که شما به مشتریان خود ارائه می کنید.

باید بعد از معرفی راه حل به توضیح جزییات آن بپردازید. در واقع باید نشان دهید که محصول یا خدمت شما مشکل مشتری را چگونه حل می کند و چطور می تواند زندگی مشتریان شما را ساده تر و بهتر کند؟

۲- بازار هدف

حالا که مشکل و راه حل خود را در بیزنس پلن توضیح داده اید، وقت آن است که روی بازار هدف خود تمرکز کنید. بازار هدف یعنی پاسخ به سوال “محصول/خدمت خود را به چه کسانی می فروشید؟”

بسته به نوع و مدل کسب و کارتان شاید نیاز به توضیحات زیاد یا کمی در مورد بازار هدف باشد. در این بخش لازم است مشخص کنید چه کسانی قرار است محصول/خدمت شما را خریداری کنند و یک تخمین تقریبی نیز از تعداد این افراد بزنید. اگر مشتریان کافی برای محصول یا سرویس شما وجود نداشته باشند، این باعث میشود یک هشدار برای کسب و کارتان باشد. (از ارائه اعداد دروغین به شدت خودداری نمایید چرا که در جلسات بعدی جذب سرمایه اطلاعات ارائه شده از سوی شما راستی آزمایی می شوند!)

3- TAM, SAM, SOM

یک طرح تجاری خوب، بخش های مختلف بازار هدف را شناسایی می کند و نشان می دهد که سرعت رشد هر یک از این بخش ها چقدر می باشد. برای شناسایی بازارهای هدف، یک روش کلاسیک به نام تجزیه TAM, SAM, SOM (بخوانید “تَم، سَم، سام) وجود دارد که به کمک آن می توان اندازه بازار را با رویکرد بالا به پایین و همچنین رویکرد پایین به بالا سنجید.

هنگامی که بخش های مورد هدف خود را تعریف کردید، وقت آن است که مشتری ایده آل خود را برای هر بخش تعریف نمایید.

۴- مشتریان کلیدی

این بخش فقط برای شرکت ها و سازمان هایی که مشتریان بسیار کمی دارند مورد نیاز می باشد. یک شرکت معمولی که محصول/خدمت خود را عمدتا به مصرف کنندگان می فروشد، می تواند این بخش را نادیده بگیرد.

۵- رقابت

بلافاصله پس از توصیف بازار هدف، باید وضعیت رقابتی خود را توصیف نمایید چه کسانی به جز شما برای حل مشکلات مشتریان هدف راه حل هایی را طراحی و پیاده سازی کرده اند؟ مزیت رقابتی شما نسبت به آنها چه می باشد؟
در اکثر بیزینس پلن ها از “ماتریس رقبا” برای لیست کردن رقبا استفاده می شود و سپس راه حل آنها را با راه حل کسب و کار شما مقایسه می نماید. شما می توانید ماتریس رقیب ساده ای را با لیست کردن رقبای خود در سمت چپ ماتریس و سپس اضافه کردن یک ستون برای هر ویژگی ایجاد نمایید. سپس با استفاده از تیک نشان دهید که آیا رقبا دارای یک ویژگی خاص می باشند یا نه.

مهمترین چیزی که در این قسمت از بیزینس پلن وجود دارد این است که چگونه راه حل شما متفاوت یا بهتر از سایر راه حل ها عمل می کند. سرمایه گذاران می خواهند بدانند چه مزایایی نسبت به رقبا دارید. یکی از بزرگترین اشتباهات کارآفرینان این می باشد که در طرح کسب و کارشان نمی توان نشانه ای از برتری نسبت به رقبا یافت.

۶- محصولات و خدمات آینده

همه کارآفرینان به خوبی می دانند که می خواهند کسب و کارشان در آینده به کجا برسد و چه ویژگی هایی داشته باشد. در این بخش شما باید در حد یک یا دو پاراگراف در مورد برنامه های آینده خود صحبت کنید و به سرمایه گذار نشان دهید که برای آینده نیز برنامه هایی دارید.

3- اجرا (Execution)

اکنون که فرصت خود را توصیف کرده اید، زمان آن فرا رسیده تا توضیح دهید که چطور در واقعیت می خواهید کسب و کار خود را اجرا و پیاده سازی نمایید. باید در این بخش درباره برنامه های بازاریابی و فروش، عملیات، اندازه گیری میزان موفقیت، فعالیت های لازم برای رسیدن به موفقیت و… صحبت کنید.

اجزای یک بخش اجرای استاندارد
۱- بازاریابی و فروش

قبل از اینکه در مورد نوشتن طرح بازاریابی خود بیاندیشید، باید بازار هدف خود را به خوبی شناسایی و تعریف کرده باشد. همچنین باید پرسونای مشتری خود را ترسیم کرده باشید. بدون درک درست از مشتری طرح بازاریابی شما از اهمیت چندانی برخوردار نیست.

2- جایگاه یابی (Positioning)

می توان گفت اولین بخش طرح بازاریابی شما درباره چگونگی جایگاه یابی شرکت و محصول/خدمت شما می باشد. جایگاه یابی یعنی ایجاد تمایز و تفاوت برند با رقبا در ذهن مشتریان. آیا شما می خواهید محصول/خدمت خود را با قیمت پایین تر از رقبا ارائه کنید یا می خواهید نوعی لوکس و لاکچری از آن را ارائه دهید؟

قبل از اینکه شروع به جایگاه یابی کنید باید کمی برای ارزیابی بازار فعلی و پاسخ دادن به سوالات زیر زمان بگذارید :

چه ویژگی ها یا مزایایی را پیشنهاد می هید که رقبای شما نمی دهند؟
نیازها و خواسته های اصلی مشتریان چه چیزهایی است؟
رقبای شما خود را چگونه جایگاه یابی می کنند؟
چرا مشتریان باید شما را به جای رقبا انتخاب نمایند؟
راه حل خود را در مقایسه با راه حل رقبا چگونه ارزیابی می نمایید؟
پس از پاسخ به این سوالات، می توانید روی استراتژی جایگاه یابی خود کار کنید و آن را در بیزینس پلن خود تعریف کنید.

شما می توانید از فرمول ساده زیر برای طراحی استراتژی جایگاه یابی خود استفاده نمایید:

3- قیمت گذاری (Pricing)

بعد از اینکه استراتژی جایگاه یابی خود را به خوبی مشخص کردید زمان آن فرا رسیده تا به سراغ قیمت گذاری بروید. استراتژی جایگاه یابی شما در واقع نحوه قیمت گذاری را نیز مشخص می نماید.

تصمیم گیری در مورد قیمت گذاری بیشتر شبیه به هنر است تا علم. مواردی مهم برای قیمت گذاری وجود دارد که باید آنها را رعایت کنید:

پوشش هزینه های کسب و کار شما : مطمئنا برای این موضوع استثناهایی نیز وجود دارد، اما در اکثر موارد، هزینه های تولید و ارائه محصول/خدمت شما باید کمتر از مبلغی باشد که از آنها دریافت می نمایید.
سود اولیه و ثانویه : قیمت اولیه شما امکان دارد مرکز سود اولیه شما باشد. به عنوان مثال، شما میتوانید محصول خود را به قیمت هزینه های تمام شده و حتی کمتر از آن قیمت گذاری نمایید اما در کنار محصول خود یک قرارداد پشتیبانی داشته باشید که بسیار سود آور تر از خود محصول باشد.
تطبیق نرخ بازار : قیمت های شما باید با تقاضای مصرف کننده و انتظارات آنها مطابقت داشته باشد. اگر قیمت خیلی زیاد باشد شاید کسی محصول یا خدمت شما را خریداری نکند و اگر بیش از اندازه پایین باشد مشتری فکر می کند محصول شما بی کیفیت است.

4- تبلیغات (Promotion)

با توجه به قیمت گذاری و جایگاه یابی، وقت آن شده که به استراتژی تبلیغاتی خود نگاهی بکنید. یک کمپین تبلیغاتی کامل و استاندارد، به خوبی قادر است جزئیات چگونگی ایجاد ارتباط میان چشم انداز شرکت و مشتریان را شرح می دهد. به یاد داشته باشید، مهم این است که شما می خواهید میزان هزینه های تبلیغاتی خود را نسبت به میزان فروشی که ایجاد می کند اندازه گیری نمایید.

در ادامه چند بخش مهم وجود دارد که شما ممکن است در کمپین های تبلیغاتی خود از آنها استفاده کنید:

بسته بندی

اگر شما یک محصول را می فروشید، بسته بندی آن محصول موضوعی حیاتی میباشد اگر تصاویری از بسته بندی خود دارید، از جمله کسانی که در طرح کسب و کار شما هستند، همیشه ایده خوبی است. اطمینان حاصل کنید که بخش بسته بندی برنامه شما به سوالات زیر پاسخ می دهد :

آیا بسته بندی شما با استراتژی جایگاه یابی شرکت دارای هماهنگی است؟
چطور بسته بندی شما ارزش پیشنهادی اصلی شما را بیان می کند؟
بسته بندی شما در مقایسه با رقبا چگونه است؟

تبلیغات

بیزینس پلن شما باید شامل یک دید کلی از انواع تبلیغاتی باشد که شما قصد دارید برای پیاده سازی آنها هزینه کنید. آیا می خواهید تبلیغات اینترنتی داشته باشید؟ یا می خواهید در رسانه های سنتی مانند رادیو و تلویزیون تبلیغ کنید؟

روابط عمومی

استفاده از رسانه ها می تواند یک راه فوق العاده برای رسیدن به مشتریان باشد. بنابراین اگر قصد استفاده از رسانه های خبری و مجلات را دارید حتما در برنامه های تبلیغاتی آنها را ذکر کنید.

بازاریابی محتوا

یکی از بهترین استراتژی های تبلیغاتی تولید محتوا است. شما با تولید محتوای رایگان در حوزه ای که در آن فعال هستید خود را به سرعت به مشتریان می رسانید. برای مثال اگر شما شرکت تولید کننده لباس های ورزشی هستید، نوشتن مقالات ورزشی و تهیه ویدئوهای مرتبط با ورزش می تواند گزینه بسیار مناسبی باشد.

شبکه های اجتماعی

حضور در شبکه های اجتماعی مهم ترین کاری است که یک کسب و کار امروزی باید بکند. نیازی نیست شما در تمام شبکه های اجتماعی فعال باشید. ابتدا ببینید مشتریان شما در کدام شبکه های اجتماعی بیشتر فعال هستند و روی آنها هزینه و زمان صرف کنید.

۵- همکاری های استراتژیک

به عنوان بخشی از برنامه های بازاریابی، شما می توانید با همکاری یک شرکت دیگر برنامه ای را برای بازاریابی طراحی نمایید. این همکاری ها معمولا به شکل برد-برد هستند و برای هر دو شرکت ایجاد ارزش می کند.

۶- عملیات

بخش عملیات مربوط به این است که چگونه کسب و کار شما کار می کند. بسته به نوع کسب و کاری که دارید عملیات اجرایی نیز می تواند متفاوت باشد.

اگر شما برای تولید محصول خود نیاز به مواد اولیه دارید و باید این مواد را از شرکت هایی دیگر تهیه کنید. بنابراین باید جزییات عملیات خود را مانند اینکه از کجا این مواد اولیه را تهیه می کنید و چطور آن ها را حمل می کنید.

همچنین اگر شرکتی در حوزه فناوری اطلاعات می باشید باید داخل بیزینس پلن خود ذکر کنید که تکنولوژی مورد استفاده و سس پنهانی (راز) کار شما چه می باشد.

۷- توزیع

برای شرکت های تولیدی، یک طرح توزیع استاندارد بخش مهمی از طرح کسب و کار آنها می باشد. اگر یک شرکت خدماتی هستید، احتمالا قادر هستید از این بخش صرف نظر کنید و به سراغ بخش های بعدی بروید.
توزیع یعنی چگونه محصول خود را به دست مشتریان خود می رسانید. هر صنعت دارای کانال های توزیع مختلف می باشد و بهترین راه برای ایجاد یک طرح توزیع مناسب، مصاحبه و مشورت با دیگر شرکت های فعال در صنعت شماست.

۸- اهداف و معیارها

در این بخش شما باید در مورد آینده و معیارهایی که با آن میزان موفقیت خود را می سنجید صحبت نمایید. باید به سرمایه گذار نشان دهید که برای آینده برنامه ریزی دارید و درباره تمام اتفاقات تصمیم گیری کرده اید.

برای مثال اگر شما در حال ساخت یک دستگاه پزشکی هستید علاوه بر اینکه درباره هزینه های تولید دستگاه باید صحبت کنید، باید درباره اقداماتی که در آینده لازم است انجام دهید، مثل اخذ مجوزهای لازمه و تست های متعدد نیز صحبت کنید.

کشش (Traction)

لازم است در بخش درباره موفقیت های احتمالی که تاکنون کسب کرده اید صحبت کنید. باید به سرمایه گذار نشان دهید که مردم به محصول/خدمت شما نیاز دارند و حتی برخی از مردم از محصول یا خدمت شما استقبال کرده اند.

معیار یا سنجه (Metric)

تمام کسب و کارها برای اندازه گیری میزان موفقیتشان باید خط کش هایی متناسب با مدل کسب و کارشان داشته باشند. این خط کش ها سنجه یا معیار نامیده می شوند.

(اگر با سنجه ها آشنایی ندارید می توانید مقاله “انواع سنجه های کلیدی برای اندازه گیری رشد استارتاپ” را مطالعه نمایید.

۹- ریسک ها و فرضیات کلیدی

در نهایت، بیزنس پلن شما باید شامل مفروضات کلیدی که برای موفقیت در کسب و کارتان به آنها نیاز دارید باشد.

یکی از راه هایی که می توانید از آن برای پیدا کردن فرضیات کلیدی استفاده کرد، فکر کردن در مورد ریسک ها است. چه خطراتی کسب و کار شما را تهدید می کند؟

برای مثال اگر شما در حال حاضر دارای مشتریانی راضی نیستید، فرض می کنید که محصول شما بعد از تولید و ارائه مورد استقبال قرار خواهد گرفت. یا اگر می خواهید یک کمپین تبلیغات اینترنتی پیاده سازی کنید فرض می کنید که بعد از پیاده سازی کمپین چه مقدار فروش خواهید داشت.

دانستن فرضیاتی که در شروع کسب و کار شما وجود دارند می تواند یک عامل تعیین کننده برای موفقیت یا شکست شما باشد. اگر فرضیات را به خوبی نمی دانید خطر بزرگی را به جان کسب و کار خود خریده اید.

4- تیم و شرکت (Team and Company)

در این فصل، باید ساختار شرکت و اعضای تیم اصلی را معرفی کرد. این جزئیات برای سرمایه گذاران بسیار مهم می باشد زیرا آنها می خواهند بدانند که چه کسانی در راس این شرکت قرار دارند و آیا آنها توانایی به موفقیت رساندن این کسب و کار را دارند یا خیر.

تیم

یک ادعای قدیمی وجود دارد که می گوید سرمایه گذاران روی ایده ها سرمایه گذاری نمی کنند بلکه روی افراد تیمی که می خواهد آن ایده را اجرایی کند سرمایه گذاری می نمایند.

این موضوع تا اندازه ای مهم میباشدکه حتی برخی از سرمایه گذاران ترجیح می دهند به جای اینکه روی یک ایده فوق العاده به علاوه یک تیم ضعیف سرمایه گذاری نمایند، روی یک ایده متوسط به علاوه یک تیم قوی سرمایه گذاری کنند!

تیم در واقع عنصر اصلی یک کسب و کار می باشد که مشخص می ناید آیا می توان به اهداف مشخص شده رسید یا خیر.

مساله مهم برای سرمایه گذاران این است که آیا این تیم قدرت پیاده سازی و اجرایی کردن ایده مربوطه را دارد یا خیر.

در بخش تیم باید به خوبی افراد تیم را معرفی کرد. از تجربیات و نقاط قوت آنها صحبت کرد. سعی کنید از القاب شرکتی مانند CEO و CTO استفاده نکنید چرا که تیم قوی تیمی است که بتواند در تمام وظایف و شرایط با یکدیگر همکاری نماید و نه اینکه وظایف کاملا مشخص و تعریف شده ای باشد و هر شخص به جز وظایف خود کار دیگری را انجام ندهد.

شرکت

بخش شرکت احتمالا کوتاه ترین بخش بیزینس پلن شما باشد. این بخش باید شامل قسمت های زیر باشد :

مأموریت شرکت
مالکیت معنوی
ساختار و مالکیت قانونی شرکت شما
محل استقرار کسب و کار شما
توضیح یک تاریخچه کوتاه از شرکت

5- طرح مالی (Financial plan)

آخرین و مطمئنا کوتاه ترین فصل، طرح مالی شما میباشد. نوشتن طرح مالی معمولا کاری است که کارآفرینان با انجام آن میانه خوبی ندارند.

یک طرح مالی استاندارد، شامل پیش بینی های ماهانه برای ۱۲ ماه اول کسب و کار و سپس پیش بینی های سالانه برای سه تا پنج سال آینده می باشد. معمولا پیش بینی های سه ساله کافی می باشد، اما برخی از سرمایه گذاران پیش بینی پنج ساله را نیز درخواست می کنند.

در ادامه جزئیاتی از صورت های مالی که شما باید در طرح کسب و کار خود بگنجانید و خلاصه ای از آنچه که در هر بخش باید بنویسید را میبینید.

پیش بینی فروش

پیش بینی فروش شما بدین معنی است که شما طول چند سال آینده چقدر فروش خواهید داشت.

پیش بینی فروش معمولا به چندین ردیف تقسیم می شود و یک ردیف برای هر محصول یا خدمات اصلی ارائه می شود.

به عنوان مثال، اگر شما یک رستوران دارید، پیش بینی خود را به این گروه ها تقسیم کنید: ناهار، شام و نوشیدنی. اگر شما یک شرکت محصول هستید، شما می توانید پیش بینی های خود را به بخش های بازار هدف یا دسته های اصلی محصولات تجزیه کنید.

طرح کارکنان

طرح کارکنان شما جزئیات بیشتری را در مورد پرداخت های کارمندانتان به شما ارائه می کند. برای یک شرکت کوچک، شما ممکن است هر موقعیتی را در طرح کارکنان لیست کنید و هر ماه برای هر موقعیت مبلغی بپردازید. برای یک شرکت بزرگتر، طرح کارکنان معمولا به گروه های عملکردی مانند “گروه بازاریابی” و “گروه فروش” تبدیل می شود.

سود و زیان (Profit and loss)

سود و زیان (یا P & L) جایی است که تمامی اعداد شما در کنار یکدیگر می آیند و به شما نشان می دهند که در حال سود یا زیان هستید. P & L اطلاعاتی را از پیش بینی فروش و طرح کارکنان شما جمع آوری می نماید و شامل لیستی از تمام هزینه های دیگر شما در رابطه با اجرای کسب و کار شما می شود.

یک سود و زیان استاندارد صفحه ای است که شامل موارد زیر می باشد:

فروش (یا درآمد) (Sales)
هزینه کالاهای فروخته شده (Cost of goods sold)
حاشیه سود ناخالص (Gross Margin)
هزینه های اجرایی (Operating expenses)
مجموع هزینه های عملیاتی (Total operating expenses)
درآمد عملیاتی (Operating income)
سود، مالیات، استهلاک دارایی های هویدا و استهلاک دارایی های ناهویدا (Interest, taxes, depreciation, and amortization)
مجموع هزینه ها (Total expenses)
سود خالص (Net profit)
جریان نقدی (Cash flow)
جریان نقدی اغلب با سود و زیان اشتباه گرفته می شود، در صورتی که این دو با یکدیگر بسیار متفاوت هستند و اهداف بسیار متفاوتی نیز دارند. در حالی که P & L سود و زیان خود را محاسبه می کند، پول نقد پیگیری می کند که چقدر پول نقد (پول در بانک) دارید.

ترازنامه (Balance sheet)

بخش بعدی از طرح مالی که اکثر شرکت ها باید آن را در بیزنس پلن خود وارد مایند ترازنامه است. ترازنامه اطلاعاتی را درباره سلامت مالی کسب و کار شما ارائه می کند. این فهرست دارایی های شرکت شما، بدهی ها و صاحبان شما (مالک) را فهرست می نماید. اگر بدهی های شرکت را از دارایی بیرون بیاورید، می توانید ارزش خالص شرکت را تعیین کنید.

استفاده از سرمایه (Use of funds)

اگر از سرمایه گذاران جذب سرمایه می کنید، باید بخش مختصری از طرح کسب و کار خود را به نحوه استفاده از این سرمایه اختصاص دهید و دقیقا در آن ذکر کنید که سرمایه دریافتی را به چه میزان و در چه مواردی صرف خواهید کرد.

استراتژی خروج (Exit strategy)

آخرین چیزی که ممکن است لازم باشد در فصل طرح مالی خود بنویسید، استراتژی خروج می باشد. یک استراتژی خروج، طرح شما برای فروش کسب و کار شما به شرکت دیگری یا عرضه عمومی آن (IPO) است. اگر سرمایه گذاران شما نیز شهام دار هستند، آنها می خواهند از چشم انداز و استراتژی شما را درباره این موضوع مطلع باشند.

6- ضمیمه (Appendix)

ضمیمه در واقع مکان مفیدی است برای هر گونه نمودار، جدول، تعاریف، یادداشت های حقوقی یا سایر اطلاعات مهم را که احساس می کنید طولانی هستند.

۱۰ سوال که باید در بیزینس‌ پلن جواب داده شود

یک بیزینس‌پلن خوب باید قادر باشد به‌صورت کاملاً مختصر جوابگوی سوالاتی باشد که چشم‌انداز روشنی از آینده یک کسب‌وکار در اختیار ما قرار می دهد. 10 سوالی که انتظار می‌رود در یک بیزینس ‌پلن یا BP خوب به آن‌ها جواب داده شده باشد، به شرح زیر هستند:

کسب‌وکار شما دقیقاً چیست؟
کسب‌وکار شما می‌خواهد چه مشکلی را برطرف نماید؟
چه‌چیزی ارائه می‌دهید؟
وجه تمایز شما چه می باشد؟
بازار هدف شما کجاست؟
چگونه مشتری پیدا می‌کنید؟
در حال حاضر منبع درآمد شما چیست؟
قرار است به کجا برسید؟
چه افرادی درگیری کسب‌وکار شما می باشند؟
چقدر زمان لازم است تا چشم‌انداز نهایی کسب‌وکارتان محقق شود؟
جواب هریک از سوالات فوق می‌تواند یک وجه از کسب‌وکار شما را شفاف‌سازی نماید. بنابراین به بسط دادن و بیان هریک از سوالات می‌پردازیم تا بفهمیم از این سوالات انتظار چه جواب‌هایی داریم.

وقتی نام «بیزینس» یا «Business» را می‌شنویم، در ذهن اکثریت ما، یک کسب و کار موفق با تعداد زیادی کارمند و واحدهای تولیدی و خدماتی تداعی می‌شود. البته یک کسب و کار فیزیکی موفق، حقیقتاً به همین شیوه می باشد، اما گاهاً معنی بیزینس می‌تواند بزرگتر یا حتی کوچک‌تر و متفاوت‌تر از این تصویر باشد.

گاهی یک کسب‌وکار خدمات‌محور اینترنتی، بدون استفاده از هیچ تجهیزات خاصی هم قادر است به معنی بیزینسی موفق باشد. تا به اینجا برخی از ابعاد بیزینس را بررسی کرده و به مفهوم بیزینس پلن هم پرداختیم، اما در ادامه به پیش‌نیازهای راه‌اندازی بیزینس و اصول راه‌اندازی آن خواهیم پرداخت تا این مبحث را کامل کنیم. لطفاً در ادامه نیز با ما همراه باشید تا با هم معنای بیزینس را بهتر درک نماییم.

پیش‌ نیاز های راه‌ اندازی یک بیزینس جدید

در عصر حاضر، بیشترین توصیه‌ای که در پرداختن به یک بیزینس جدید به افراد می‌شود، در نظر گرفتن علاقه‌شان میباشد. البته پرداختن به کار موردعلاقه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، اما موارد دیگری نیز وجود دارند که نیاز به بررسی دارد و قبل از انتخاب زمینه کاری و ایجاد بیزینس پلن و دیگر تدارکات مربوط به راه‌اندازی کسب‌‌وکار تازه، باید به آن‌ها توجه شود.

این پیش‌نیازها به قرار زیر هستند:

زمینه‌ های کاری مورد علاقه‌تان را تعیین کنید

وقتی درگیر این هستیم که ببینیم بیزینس چیست و چطور می‌تواند موفقیت ما را رقم بزند، باید به این مورد هم توجه داشته باشم که غیر از جنبه‌ی مالی کسب‌وکار، لذتبخش بودن و رسالت‌محور بودن آن نیز بسیار حائز اهمیت است.

بنابراین حتماً زمینه‌های کاری موردعلاقه خود را بنویسید و اول از هر چیز بدانید که انجام چه کارهایی برای شما لذبتخش است و اشتیاق بیشتری نسبت به انجام آن‌ها دارید.

زمینه‌ های کاری که در آن‌ها تخصص دارید را مشخص نمایید

ممکن است شما در کاری تخصص و آگاهی داشته باشید که همان کار موردعلاقه شما نیز باشد. البته برعکس این قضیه هم ممکنه وجود دارد و شما در کاری تخصص داشته باشید که علاقه چندانی به آن ندارید. در هر صورت کارهایی که در آن‌ها تخصص دارید را در لیست جداگانه‌ای بنویسید.

اگر بخواهیم معنی بیزینس را درک کنیم، باید به تخصص‌های لازم برای انجام آن توجه کنیم. بنابراین مهارت‌ها، تخصص‌ها و اطلاعات کاری خود را یادداشت ‌کنیم تا ببینیم کدامیک از آن‌ها با لیست علاقه‌مندی‌های ما اشتراک دارد و می‌تواند معنای بیزینسی که می‌خواهیم راه‌اندازی کنیم را بهتر برای ما روشن کند.

نیازهای جامعه را در نظر بگیرید

گاهی زمینه‌ای که مورد علاقه ماست یا در آن تخصص داریم، زیاد مورد توجه و نیاز جامعه نمی باشد. اما گاهی هم علاقه‌مندی‌ها و مهارت‌های ما در راستای نیاز مردم قرار می گیرد. بنابراین باید دو لیستی که در قسمت قبل نوشتید را بررسی کنید و ببینید آیا آن‌ها با نیازهای اساسی جامعه تطابق دارند یا خیر.

آن‌گاه دید واضح‌تری نسبت به فعالیت مالی خود خواهید داشت و معنی بیزینس را به صورت اختصاصی برای خودتان تنظیم خواهید کرد.

توقعات و بازدهی کاری‌تان را مشخص کنید

می‌خواهید کسب و کار شما در چه سطحی قرار داشته باشد و چه بازدهی مالی‌ را برایتان رقم بزند. آن‌گاه دوباره به لیست‌های قبلی بازگردید و ببینید علاقه‌مندی‌ها، توانمندی‌ها و نیازهایی که قراره ربرطرف نمایید، شما را در چه سطحی قرار می‌دهند. آیا بیزینس شما یک بیزینس سطح بالا خواهد بود یا یک بیزینس سطح پایین؟!

باید بتوانید ضمن پیدا کردن معنای بیزینس برای خود، توقعات و بازدهی کارتان را نیز مشخص کنید. آن‌گاه باز هم دید شما نسبت به فعالیت مالی که می‌خواهید راه‌اندازی کنید، واضح‌تر از قبل خواهد شد. هرچقدر به وضوح بیشتری برسید، بهتر می‌توانید معنی بیزینس را درک کرده و تصمیم‌گیری کنید.

مقدار سرمایه لازم برای بیزینس تازه‌تان را ارزیابی کنید

پس از طی کردن پیش‌نیازهای فوق، از بیشترین اشتراکی که بین یادداشت‌هایتان وجود داشت اشتراک بگذارید و ببینید کدام کسب‌وکار است که هم شما به آن علاقمند هستید، هم تا حدی تخصص دارید و هم جامعه هم به آن نیازمد است و آن فعالیت می‌تواند توقعات مالی و غیر مالی شما را نیز برآورده کند.

آن‌گاه اگر زمینه کاری‌تان مشخص شد، اگر راه‌اندازی آن به سرمایه نیاز داشته باشد، باید سرمایه لازم برای آن را ارزیابی کنید تا بتوانید برای جذب آن اقدام کنید.

نتیجه خود را با یک متخصص در میان بگذارید

باید اعتراف کنیم که عدم فرهنگ مشورت صحیح در بین ما ایرانیان، سبب شده تا شکست‌های بزرگی را در کسب‌وکارهای خود تجربه کنیم. بنابراین باید از خودمان شروع کنیم و ارزیابی خود را با یک متخصص کسب‌وکار «بیزینس کوچ» در میان بگذاریم و از وی بخواهیم که ما را بیشتر راهنمایی نماید.

آن‌گاه متخصصین کسب‌وکاری که خود سابقه راه‌اندازی بیزینس‌های موفق را دارند، می‌توانند مسیر و معنی بیزینس را بیشتر برای‌مان روشن کنند و یک الگوی عملی برای ادامه مسیر در اختیارمان بگارندد. همچنین اگر نیاز به تجدید نظر باشد، آن‌ها ما را برای انتخابی بهتر راهنمایی خواهند کرد.

در هر صورت باید معنی بیزینس کوچینگ را جدی بگیریم. در ادامه بیشتر این موضوع را باز خواهیم کرد.

کسب و کار موفق به کمک بیزینس پلن

بیزینس کوچینگ چیست؟

اگر بخواهیم ببینیم کوچینگ در بیزینس چیست، باید معنی بیزینس و کوچینگ را در کنار هم قرار دهیم. «Business» به معنای «کسب‌و‌کار» و «Coaching» به معنای «مربیگری» است. پس می‌توان بیزینس کوچینگ را مربیگری کسب‌وکار در نظر گرفت.

با این حساب، بیزیسن کوچ، شخصی است که می‌تواند مانند یک مربی، ما را برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق راهنمایی نماید. چنین شخصی می‌تواند به ما بفماند که بیزینس یعنی چه و در کل بیزینس به چه معناست؛ چراکه گاهی حتی مفهوم این واژه هم به کلی برای ما ناشناخته می باشد و از متدهای روز راه‌اندازی کسب‌وکار بی‌اطلاع هستیم.
اما بیزینس کوچ می‌تواند از هر لحاظ راهنمای ما باشد. اگر بخواهیم دقیق‌تر بدانیم که کوچینگ در بیزینس یعنی چه، می‌توانیم بگوییم که یک مربی کسب‌وکار، درک عمیق‌تری در مورد نقاط قوت، نقاط قابل بهبود، نقاط ضعف و البته امکانات و فرصت‌های کاری را پیش روی ما می‌گذارد و می‌تواند مانند یک معلم، درس‌های لازم در مورد کسب‌وکارمان را به ما بدهد.

اینجاست که بیزینس کوچینگ اهمیت پیدا می‌کند و می‌تواند به‌صورت کاملاً اختصاصی، صرفاً به بررسی کسب‌وکار موردنظر شما بپردازد و شیوه راه‌اندازی و رشد آن را برای‌تان تبیین کند!

در چه مواقعی می‌توان به بیزینس کوچ مراجعه کرد؟

با توجه به موضوعاتی که قبلاً گفتیم، احتمالاً این تصور در شما ایجاد شده که تنها در زمان راه‌اندازی کسب‌وکار می‌توان به بیزینس کوچ‌ها مراجعه کرد و از ایشان مشورت گرفت، اما در حقیقت چنین نیست و شما در هر شرایطی می‌توانید روی راهنمایی‌های یک بیزینس کوچ حرفه‌ای حساب کنید.

به صورت کلی در موقعیت‌های زیر می‌توان به مربی‌های کسب‌وکار مراجعه کرد:

وقتی برای اولین بار به فکر راه‌اندازی کسب‌وکار می‌اُفتید و می‌خواهید بدانید بیزینس به چه معناست و چطور می‌توان آن را راه‌اندازی کرد.
وقتی تصمیم نهایی خود برای ایجاد کسب‌وکار جدیدتان را گرفته‌اید، اما نمی‌دانید باید از کجا شروع کنید و کدام بخش از کار را اول انجام دهید.
وقتی که کسب‌وکارتان را راه‌اندازی کرده‌اید، اما با مشکلات زیادی روبه‌رو هستید و نمی‌دانید چگونه باید ادامه دهید.
وقتی کسب‌وکار خوبی دارید و همه چیز بر وفق مراد است، اما می‌خواهید باز هم رشد بیشتری را تجربه کنید.
وقتی که احساس می‌کنید بیزینس پرآوازه‌تان کم‌کم دارد از رونق می‌اُفتد و دلیل آن را هم نمی‌دانید.
شما در هر مرحله از کسب‌وکار کوچک یا بزرگ‌تان که باشید، در هر صورت، باز هم می‌توانید به یک بیزینس کوچ حرفه‌ای مراجعه کرده و از این طریق موانع پیش روی خود را به کمک وی از میان بردارید. وقتی شما بدانید بیزینس به چه معناست، قطعاً اهمیت وجود بیزینس کوچینگ را نیز در خواهید کرد و از آن غافل نمی‌شوید!

آیا بیزینس کوچینگ حقیقتاً به رشد کسب و کار ها کمک می‌کند؟

یک بیزینس کوچ، یک شخص عادی نیست که بدون هیچ تجربه‌ای بخواهد مردم را راهنمایی بکند؛ باید در نظر بگیرید که کسی می‌تواند این عنوان را برای خود انتخاب کند که حقیقتاً بتواند نظرهای کاربردی و نتیجه‌بخشی را در مورد انواع کسب‌وکارها بدهد و موجبات رشد انواع کسب‌وکارها را فراهم نماید.

چنین شخصی باید هم از نظر تئوری و هم از نظر عملی در سطح بالایی قرار داشته باشد و بتواند افراد را به درستی راهنمایی کرده و نظرات خود را نیز با روش‌های گوناگون تضمین کند!

پس قطعاً باید در انتخاب بیزینس کوچ نیز دقت کنید؛ چراکه افراد زیادی ادعا می‌کنند که می‌توانند مشاور خوبی برای فعالیت مالی شما باشند، اما در حقیقت تنها راه‌کارهای قدیمی و کلی را به شما پیشنهاد می‌کنند. این در حالی می باشد که یک بیزینس کوچ واقعی، راه‌کارهایی را ارائه می‌کند که دقیقاً بتواند نقاط ضعف فعالیت شما را پوشش دهد و به رشد آن کمک نماید.

افراد مشهور بسیاری در جهان هستندد که موفقیت خود را مدیون بیزینس کوچ‌های خود می‌دانند. پس می‌توان نتیجه گرفت که بیزینس کوچینگ می‌تواند بشدت روی ارتقا کسب‌وکار ما تأثیر داشته باشد. در ادامه نظر افراد مشهور در این باره را بررسی خواهیم کرد تا ببینیم دقیقاً معنی کلمه بیزینس چیست!!

نظر «بیل گیتس» در مورد بیزینس کوچینگ

بیل گیتس، مدیرعامل شرکت مایکروسافت که سال‌ها عنوان ثرتمندترین فرد جهان را به خود اختصاص داده بود، در مورد بیزینس کوچینگ می‌گوید: «همه‌ی انسان‌ها به یک کوچ (مربی) نیاز دارند!»

همچنین اریک اشمیت، مدیر عامل سابق گوگل نیز در رابطه با بیزینس کوچینگ اذعان می‌کند: «استخدام بیزینس کوچ، بهترین تصمیم حرفه‌ای من بوده است. اگرچه در ابتدا نیازی به استخدام چنین شخصی نمی‌دیدم، اما در نهایت قانع شدم و به عینه نتایج شگفت‌انگیز آن را دیدم!»

استیو جابز و بسیاری دیگر از افراد تأثیرگذار جهان نیز معتقد بودند که موفقیت‌ها به تنهایی بدست نمی‌آیند و باید از نظر افراد متخصص دیگر نیز کمک گرفت. بسیاری از سلبریتی‌ها، ورزشکاران و افراد مطرح جهان نیز از این واقعیت خبر دارند و هرکدام، نه تنها برای کسب‌وکار خود، بلکه برای دیگر ابعاد زندگی خود، مانند روابط عاطفی، سرمایه گذاری، تربیت فرزند و …. نیز کوچ‌های جداگانه‌ای دارند.

پس اگر هنوز در پی این هستید تا بدانید معنی کلمه بیزینس چیست، باید همراه با این واژه، کوچینگ را نیز در گوشه‌ی ذهنتان داشته باشید و بیزینس‌تان را بدون کمک گرفتن از کوچ‌تان مدیریت نکنید. شاید تصور کنید که با وجود کوچ، دیگر کار شما تمام است و نیازی به تلاش ندارید، اما اینگونه نیست؛ چراکه کوچ فقط اشکالات و فرصت‌ها را به شما نشان می‌دهد و این وظیفه خود شماست که اشکالات را برطرف کرده و از فرصت‌ها استفاده کنید!

نتیجه گیری
آنچه که در این مقاله به آن پرداخته شد در واقع راهکاری است در جهت بهبود کیفیت کسب و کارهای اینترنتی با بیزینس پلن. این موضوع وابستگی فراوانی به شناخت و برنامه ریزی ما برای تجارت اینترنتی که در حال انجام آن هستیم دارد.

بیزینس پلن در واقع نقشه راه ما برای پیشرفت و رسیدن به اهداف تعیین شده است. در کسب و کارهای انلاین نیز این موضوع بسیار حائز اهمیت است و در بستر خود نیاز به برنامه ریزی و توجه بیشتر به جزییات آن داریم.

با تعیین گام های موثر در نوشتن یک بیزینس پلن مناسب به این نتیجه میرسیم که برای بیزینس پلن خود و رسیدن به اهداف نیاز داریم تا به جزییات و مسائل مهم کسب و کار اینترنتی خود توجه بیشتری داشته باشیم و در ضمن ان با شجاعت و درنظر گرفتن جامعه مخاطب خود و شناخت بیشتر رقبا به تدوین یک بیزینس پلن خود اقدام کنیم.

می توانیم از هوشمندی و داشتن برنامه ریزی برای کسب و کار انلاین خود به عنوان مهم ترین عوامل رسیدن به بیزینس پلن خوب و در امتداد ان تحقق اهداف بیزینس و پیشرفت در مسیر کاری خود یاد کنیم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سبد خرید
اسکرول به بالا